احمد مجد الاسلام كرمانى
40
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )
انجمنى موسوم باسم مسلك آن انجمن خواهد بود مثل انجمن معارف انجمن فلاحت انجمن پنبهفروشان ، انجمن تجارت ، اما خوض و مسائل پولتيكى سياسى ابدا مربوط بانجمنهاى غير رسميه نيست و وظيفه انجمنهاى رسميه است كه در امور متعلق بمملكت و مسائل سياسيه نوعيه باندازهاى كه قانون معين كرده است بحث كنند . توضيح آنكه بحث در مسائل سياسيه از وظايف مختصه مجلس ملى است و انجمنهاى ايالتى در جمع و خرج خود آن ايالت نظارت دارند . ولى در ايران به كلى بر خلاف اين طريقه رفتار شد و برحسب ميل مردم وكلا اجتماعات را مطلقا آزاد كردند و ابدا مطالبه تعيين مسلك از هيچ انجمنى و اصل اين مطلب هم ابتدائا از خود مجلس سرايت كرده چرا كه در ميان وكلا پارتيهاى مختلفه تشكيل شد بعضى هواخواه خانواده مخبر الدوله شدند كه صنيع الدوله رئيس مجلس و چند نفر ديگر برادران او باشند و برخى هواخواه سعد الدوله شدند كه بر ضد طايفه مخبر الدوله بودند بعضى طرفدار سلطنت شدند بعضى برضد سلطنت و هكذا نسبت بهيئت وزراى منصوب و معزول هر دسته از وكلا طرفدار دستهاى از آنها ميشد و چون عده وكلاى مجلس كافى نبود كه هر پارتى بكثرت عده خود بتواند كارى از پيش ببرد ، لهذا مجبور شدند كه براى مقاصد خود از خارج تحصيل معاون نموده جماعتى را از مردم متفرقه با خود همدست نمايند و البته خواننده تعجب خواهد كرد كه چگونه اشخاص خارج از مجلس ميتوانستند بوكلا معاونت نمايند و حق هم دارند و تعجب آنها بموقع است ، چه در هيچ پارلمانى غير از هيئت وكلا كسى حق ندارد مداخله در مذاكرات نموده رأى بدهد ، اما بدبختانه تمام مردم طهران در پارلمان ايران مداخله داشتند و بميل خودشان مطالب وكلا را جرح و تعديل ميكردند و هرچند رسما حق نداشتند